اخبار واحد فرهنگی
نامه های همدلانه (6)


به نام مهربان ترین مهربانان

خطاب به جان‌های جانان‌مان، تمامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی قزوین

نامه های همدلانه (6)

دیروز با هم در خصوص چند مهارت گفت و گو صحبت کردیم و ادامه اون رو در روزهای بعد خواهیم داشت، امروز تصمیم گرفتیم یک فیلم کوتاه رو که شاید بعضی از شما دیده باشید، با هم ببینیم. نمی‌خواهیم در خصوص فیلم نامه نویس و کارگردان و ... آن صحبت کنیم. می‌خواهیم به محتوای آن بپردازیم.

نمی‌دانیم تا کنون شده است که تصمیم سریعی در لحظه بگیرید و آن تصمیم، هم رضایت درونی خودتان را فراهم کرده و هم باعث خوشحال شدن کسی دیگر شده باشد، کسی که با محبت شما، یکی از نیازهایش رفع شود و شاید حتی او قدم اول را برداشته باشد تا برای شما شادی بیافریند. کسی که اصلا او را نمی‌شناختید و حتی بعد از آن هم امکان شناختش میسر نباشد.

گاهی در زندگی برای خلق شادی برای دیگران، باید امین بود و درستکار، باید وارد میدان عمل شویم و این دست آن دست کردن، تمام فرصت ها را می‌سوزاند، گاهی نباید فکر کرد که طرف مقابلم چه کسی است، همین که درستکار بودیم و هدفمان انجام کار درست باشد، گاممان را درست برداشته‌ایم و یک دفعه متوجه می‌شویم که نگاه مهربانانه، معطوف به خودمان می‌شود و شادی تمام وجودمان را اکنده می‌کند از عطر زیبایش.

یادمان باشد که کسی قهرمان به دنیا نمی‌آید، قهرمان‌ها ساخته می‌شوند. قهرمان‌ها همیشه شناخته شده نیستند و اتفاقا قهرمانان راستین، ناشناخته ترین‌ها هستند. گاهی نیاز هست که برای حس خوب قهرمان بودن، کارهای کوچکی انجام دهیم، دیگران را دوست بداریم و عشق اجتماعی در درونمان، بارور شود. دنیا نیازمند انسان‌هایی است که بدون هر گونه ادعا، در سکوت و دور از هیاهو، آستین بالا بزند و قهرمان داستان زندگی خودش و دیگران باشند. چه سود که ما را بشناسند، مگر ما محتاج تشکر و کف زدن و تمجید هستیم، اتفاقا گاهی همین ستودن‌ها، ما را متزلزل و از مهربانی و عشق دور می‌کند، ما را می‌برد به دنیای نمایشگری و تمام دغدغه ما می‌شود انجام کارهایی که دیده شود و دیگران بستایند و بدون این که متوجه باشیم، لذت نیکی هایمان را در خود از بین می‌بریم.

دوستی می‌گفت دفترچه‌ای دارم که در آن صفحاتی را جدا کرده‌ام و کارهای مهربانانه‌ای که باعث شادی خودم و کسان دیگر می‌شود، در آن یادداشت می‌کنم و به آن ها امتیاز می‌دهم. امتیازم را هر هفته جمع می‌کنم و برای هفته بعد مصمم تر می‌شوم که آن را ارتقا دهم و این کار باعث تابش همیشگی نور و عشق در زندگیم شده است، زندگیم عوض شده و جالب این است که هر چقدر میلم به مشارکت اجتماعی و همیاری و همدلی بیشتر شده است، به خاطر گسترده شدن روابط اجتماعیم، رضایت درونی بیشتری را تجربه می‌کنم. دنیا از نگاهم زیباتر شده و در هر چیزی حکمتی و تدبیری را می‌بینم که راه را برایم روشن می‌کنند.

 و اما سوالی داریم. شما همدلانِ همیشگیِ دانشگاه علوم پزشکی قزوین که جامه عمل به تن دارید و وجودتان سرشار از تمامی نیکی‌های عالم است، برای امسالتان چه در سر دارید تا نور و عشق و امید، زندگی‌تان را معناتر کند؟ در چه زمینه‌هایی می‌خواهید انرژی و فعالیت بیشتری را مصروف کنید تا روحتان، طمع شیرین نثار محبت را بیشتر درک کند تا هر زمان که خود را در آینه رویت می‌کنید، بزرگترین قهرمان زندگی خودتان را مشاهده کنید و هر گاه که دیگران شما را می‌بینند، حس خوب ، سرزندگی و امید، در دلشان روشن شود؟ منتظر پاسختان هستیم.

و در آخر باز هم اعتراف می کنیم که دلتنگ دیدارتان هستیم و روز شماری می کنید تا دوباره چهره های مصمم، بشاش، مهربان و پرامیدتان را ببینیم و به قول مولانای جان:

  دیگران چون بروند از نظر از دل بروند                                تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی


لطفا فیلم کوتاه مربوط به متن را نیز مشاهده کنید

معاونت دانشجویی فرهنگی- مدیریت تعالی فرهنگی دانشگاه- 16 اردیبهشت 1399.