مطالب آموزشي

زن آنگونه که باید باشد
      نوشته ی علی طاهر زاده

   مبحث8

غفلت از ارزش‌های اساسی:

وقتی بناست پول در خانه بیاید، مردها در پول در آوردن روی هم رفته تواناترند، اساساً نظام اقتصادی نظامی است که در آن مردها بیشتر می‌توانند پول در آورند و در آن صورت دیگر ارزش‌های مردانه حکومت می‌کند و عالَم داخل خانه که در آن «خدمت» حاکم است بی‌مقدار می‌شود. به این جمله اخیر با دقت بیشتر عنایت کنید تا رمز سقوط خانواده در دوران اخیر روشن شود. آری! «در درون خانه «خدمت» حاکم است و نه «قدرت» و اگر قدرت ملاک ارزش‌ها شد دیگر خانه و خانواده معنی خود را از دست می‌دهد. شما حضور مادران ایثارگر را در درون خانه‌ها ملاحظه بفرمائید! ببینید راستی اگر این‌ها در خانه نبودند چه می‌شد. مادران ایثارگر «خدمت» را به صحنه آورده‌اند. حالا این مادر در ازاء کارشبانه روزی‌اش در خانه چقدر پول می‌گیرد؟ هیچی. در منظر نظام سرمایه‌داری که باید همه‌چیز با پول ارزش‌گذاری شود، کار این مادر چقدر می‌ارزد؟ می‌گویند: هیچی. در حالی که مگر پول می‌تواند قیمت کار این مادران را تعیین کند؟ اما وقتی تعادل تعیین ارزش‌ها به‌هم خورد، وقتی اقتصاد بازار حاکم شد و ارزش به پول شد، زنان بی‌مقدار می‌شوند. چرا که ارزش واقعی زنان به «خدمت» است، خدمت هم که در نظام سرمایه‌داری بی‌ارزش می‌باشد. اگر ارزش‌ها را پول تعیین کند ظرائف بسیار مهمی که از وجود هوا برای حیات ما مهم‌تر است، مورد غفلت قرار می‌گیرد.
اگر ارزش زنان هم به پول ‌شد، مردها می‌توانند پول‌دارتر باشند پس با ارزش‌ترند و لذا ارزش‌های مردانه ملاک ارزیابی زنان قرار می‌گیرد. و این دامی است که فمینیسم بدون آن که بداند در آن افتاده است.از همان روزی که اقتصاد بازار ارزش شد مادربزرگ‌هایِ من و جنابعالی که به جهت غلبه «خدمت» بر «قدرت»، تاج سر همه بودند دیگر بی‌مقدار شدند، چون نمی‌خواستند پول در آورند و لذا خدمات آن‌ها مطلوب کسی نبود؛ چون مطلوب همه پول و قدرت شد، پس آن‌ها باید به آسایشگاه سالمندان سپرده شوند، زیرا در نظام پول و قدرت، جایی برای نقش آن‌ها پیش‌بینی نشده است. در چنین نظامِ ارزشی، عالَم اسلامی و حقوق زن در اسلام زیر سؤال می‌رود. وقتی که ارزش به پولدار بودن شد نه به خدمت‌کردن، زنان ما باید بسیار هوشیار باشند که تحت تأثیر چنین شرایطی گوهر خدمت‌کردن خود را به‌راحتی زمین نگذارند و تحت تأثیر اقتصاد بازار سعی نکنند خودشان هم مهره‌ای از اقتصاد بازار شوند. چقدر راحتند زنانی که در حال حاضر بدون آن که خود را ببازند ارزش خود را به خدمت می‌دانند نه به اقتصاد بازار. وقتی متوجه باشیم زنانی که گرفتار اقتصاد بازار زمانه شده‌اند چه اندازه در فشار روحی و جسمی هستند، می‌فهمیم چقدر موقعیت زنانی که توانسته‌اند از عرصه اقتصاد بازار خود را نجات دهند، برای خودشان مورد پذیرش است. آن‌ها اگر هم کار اقتصادی ‌کنند، ولی آنچنان ارزش «خدمت» را احساس کرده‌اند که ارزشی برای پول خود قائل نیستند، آن‌ها برای کاری که «خدمت» است ارزش قائل هستند و خودشان را در دل خدمت، حیات می‌بخشند. بنده حسرت روح زنانی را می‌خورم که خودشان را در خدمت غرق کرده‌اند و نه در قدرت. بنده چون معلم هستم و موضوعات را با روحیه تربیتی دنبال می‌کنم، خدمت و تعلیم و تربیت را بسیار با ارزش‌تر از آن می‌دانم که بتوان با پول آن را ارزشیابی کرد و لذا فکر می‌کنم انسان با خدمتی که در تعلیم و تربیت انجام می‌دهد آنچنان روح خود را اشباع می‌کند که هرگز پول نمی‌تواند در هیچ اندازه‌ای جای آن ‌را بگیرد.
کتابی است تحت عنوان «حق زنان» که سه خانم دانشمند آن را نوشته‌اند و یکی از آن‌ها پنج‌ماه رئیس جمهور پرتقال بوده است. نویسندگان در این کتاب می‌گویند: «از کل مشکلات و مسائل، در مسئله زنان، مسئله از دست دادن چیزی و یا به‌دست‌آوردن چیز دیگری نیست، بلکه این مسئله به هویت او مربوط می‌شود». حرف این خانم‌ها این است که نباید بگوئیم در شرایط جدید چه به دست آورده‌ایم یا چه از دست داده‌ایم، بلکه در شرایط جدید مسئله زنان مربوط به هویت آن‌هاست که از دست رفته است. به تعبیر خودشان «ما الگوهای متعالی‌مان را از دست داده‌ایم» در واقع به زبان بی‌زبانی دارند می‌گویند ما چون بی‌فاطمه شده‌ایم به چنین روزگاری دچار شدیم. خانم دومیتیلا باریوس از مبارزان کشور بولیوی وقتی در کنفرانس بین‌المللی زن در مکزیک در سال 1976 شرکت می‌کند و می‌بیند شرکت کنندگان در آن کنفرانس برای مسائلی نظیر همجنس بازی زنان اهمیت قائل می‌شوند و نگرانند چرا آن‌ها هم مثل مردان چند معشوقه ندارند! به خانم رئیس کنفرانس می‌گوید: شما هر روز صبح یک پیراهن می‌پوشید و مویتان را آرایش می‌کنید و به سر و صورت خود رنگ و روغن می‌مالید، آیا شما می‌توانید از حقوق ما زنان که فقط یک مسکن کوچک اجاره‌ای داریم دفاع کنید؟ به عقیده شما راه حل مشکلات ما در مبارزه با مردها است؟» می‌گوید: شماها با کارهایتان حرف کسانی را که می‌گویند زنان بی‌خاصیت و بی‌مقدارند ثابت می‌کنید.
وقتی با دقتْ جریان‌های احیای حقوق زنان را که با رویکرد غربی فعالیت دارند، بررسی می‌کنیم ملاحظه می‌شود که بیشترین کار این جریان‌ها موضوع تحریک زنان و جبهه‌گیری جلوی مردان است و عملاً زنان را به ورطه‌هایی می‌اندازند که موجب بی‌مقداری زنان می‌گردد و در نتیجه درست عکس آنچه بناست ثابت شود، ثابت می‌گردد. این‌گونه جریان‌ها عملاً ثابت می‌کنند که زن موجودی است که به راحتی تحریک می‌شود و به جای روحیه مسئولیت‌پذیری وسیله دردسر خواهد بود. بعضی از زنان متوجه نیستند که به جای احقاق حقوق، دارند کاری را می‌کنند که مردها به این نتیجه برسند که زنان انسان‌های پرزحمت و پر مدعایی هستند.
اگر زنان و مردانِ مسلمان بیدار نشوند عده‌ای تحت عنوان نهضت احقاق حقوق زنان، با یک نوع عوام فریبی، دندان تیز کرده‌اند که دختران و زنان را مقابل اسلام و انقلاب اسلامی قرار دهند و با طرح ارزش‌های غربی طوری نتیجه‌گیری کنند که اسلام مانع تحرک و رشد زنان است. ما اعتقاد داریم که زنان باید در فضایی باشند که بتوانند کمالات فردی و اجتماعی خود را ظاهر کنند و چون اسلام به نقش تربیتی زن اهمیت می‌دهد نهایت سرمایه‌گذاری را برای به نتیجه رساندن کمالات زنان به کار می‌گیرد. قرآن می‌فرماید: «شرایط اسلام طوری است که زن و مرد بدون این که کوچک‌ترین ظلمی به حقوقشان بشود، می‌توانند به حیات برتر از زندگی حیوانی برسند». امام خمینی«رحمة‌الله‌علیه» می‌فرمایند: «زنان ما باید مقابل بعضی آخوندهای بی‌اطلاع از مصالح مسلمین که نظرات خودشان را تحمیل کرده‌اند تا زنان ما را از حقوق خودشان محروم کنند، بایستند.» امام خمینی«رحمة‌الله‌علیه» خوب فهمیده بود که جریان حقوق زنان اگر خوب به صحنه نیاید اولین ضربه‌اش آسیب‌رساندن به زنان و مادران جامعه است. همین‌طور که به اسم دموکراسی هوس‌های سرگردان را تحریک می‌کنند تا اسلام را نفی کنند. جریان‌های سیاسی غرب برنامه دارند که به اسم احیاء حقوق زن، بی‌بند و باری را دامن بزنند و هرگونه اعتراضی را که در این رابطه بشود به عنوان مقابله با زنان قلمداد کنند و خودشان را در ظاهر پشتیبان حقوق زنان جا زده و آن‌ها را مقابل انقلاب اسلامی قرار دهند. ما باید تلاش کنیم حیات معنوی زن را در همان فضای قرآنی احیا و تبیین کنیم، تا زنان ما نه تنها فکر نکنند چیزی را از دست می‌دهند بلکه بدانند اسلام به واقع و به نحو جامع، تمام کمالات آن‌ها را مدّ نظر قرار داده و اگر به واقع می‌خواهند روز زن داشته باشند، روز زن یعنی روز بازگشت به حقوق حقیقی و حیات معنوی زن و شناخت خطراتی که در دوران جدید همه زنان دنیا را تهدید می‌کند. و مردها هم اگر این خطرات را نشناسند و ندانند، کارهایشان عملاً وسیله تأیید سخن دشمنان خواهد شد. 
 
 
امتیاز دهی
 
 

بيشتر